خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: شنبه 26 مرداد 1392 ساعت: 18:39

دراقدام وحشیانه بودائیان میانمار

و در موج جدید خشونت های خود علیه مسلمانان،

اقدام به آتش زدن مساجد و خانه ها

و همچنین کباب اجساد آنان کردند.

در تصاویر زیر آتش زدن جنین مسلمونا رو نشون میده

به راستی بای ذنب قتلت .........اللهم عجل لولیک الفرج

کباب کردن گوشت مسلمانان روی آتش + تصاویر۱۸+

کباب کردن گوشت مسلمانان روی آتش + تصاویر۱۸+

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 15:25

اوضاع خیلی خوبه
پسره 27 سالش بود 6 سال بود نامزد بود یکی رو میخواست
بهش کار ندادن بابای دختره داد به یه نفر دیگه پسر دایم خودشو کشت
پدر بزرگش سالی 2بار مکه میره ولی یه بار نیومد دست نوه اش رو بگیره.
داداشی اوضاع خیلی عالیه

دختره با نامزدش تا دم دانشگاه میره داخل دانشگاه با n نفر
دیگه هم هست

فقر و فحشا

داداش جونم اوضاع حرف نداره
داداش اوضاع یک یکه
مدیر عامل باشگاه به بازیکناشون هواپیما میخواد بده
داداش اوضاع از این بهتر نمیشه
پسرای سرزمینت ابروهاشونو برمیدارن مثل دخترا

آرایش

داداش اوضاع خیلی قشنگه


داداش این مرد با سنش به خاطر اینکه پیش زن و بچه اش
شرمنده نشه شبا هم کار میکنه

پیرمرد

داداش شما رشادت کردین ولی جومونگ شد سنبل رشادت…..

جوموونگ

داداش قویترین مرد جهان رو یه نوجوان 17 ساله کشت..

روح الله داداشی

داداش یه مـــــــادر چندتا بچه رو نگه میداره آخ نمیگه
اما چندتا بچه یه مـــــــادر رو نگه نمیدارن..

فقر

داداش دختر سرزمینت تو سن کم داره کار میکنه که شما به خاطر
آسایش اینا از خودتون گذشتین

دختر بچه+کار

داداش سالی چند تا از این حادثه ها داریم…

بچه های مدرسه آتش

یه مرد زن و بچه اش رو تو اسید سوزوند
چشمای زنش جفتش از کاسه دراومد.

قربانی بی اخلاقی

داداش تو مصرف مواد مخدر اول شدیم…

مواد مخدر

داداش این بچه تو سرما خوابش برد میبینی شهر چقدر ساکته؟؟؟
هیچکی توجه نمیکنه….

پسر بچه فقیر

داداش اوضاع خیلی بهتر از ایناست به قول اون خواننده
…<<>>…
داداش به خدا خسته شدم از این شهر و هوای آلودش

شهــــــــدا شرمنده ایم .....

[تصویر: axeshohada.gif]

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 15:25

http://s4.picofile.com/file/7847931284/%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA.jpg

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 15:25

به گزارش 598، آیت الله سید علی حسینی از علمای عراق در گفتوگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری رسا، با اشاره به جنایتهای اخیر تکفیریها در مصر و شهادت شیخ حسن شحاته و یارانش تأکید کرد: شیخ حسن شحاته ویارانش از سربازان وفادار اسلام بودند که با فداکردن جانهای خود از مکتب اهل بیت(ع) و مذهب تشیع دفاع کردند.



وی با بیان اینکه مؤمنان برای رسیدن به راه حق و هدف واقعی با چالشهای زیادی مواجه میشوند، اظهار داشت: شیخ حسن شحاته و یارانش با ایمان قوی همانند صحابه امیرمومنان(ع) مقابل دشمنان اسلام ایستادگی کردند.



این عالم عراقی ادامه داد: شیعیان باید افتخار کنند که یکی از علمای آنان در راه اهل بیت(ع) به درجه شهادت نایل شد، زیرا کمتر کسی می تواند به این نشان الهی برسد.



وی با اشاره به جایگاه کشور مصر در جهان خاطرنشان کرد: جای تأسف دارد کشوری که در زمان فاطمیان اداره میشد و مروج تشیع اهل بیت(ع) بود، امروز پناهگاه گروهکهای تکفیری و تروریستی باشد.



آیت الله حسینی با تاکید بر اینکه محمد مرسی رییس جمهور مصر مسؤول حمایت از شهروندان و اقلیتهای دینی است، تصریح کرد: رییس جمهور مصر باید از روابط خود با تکفیریها، سلفیهای وهابی که به آنها وعده تنگ کردن عرصه را بر شیعیان در مصر را داده بود، دست برمی داشت.



وی افزود: یکی از علل اصلی شهادت رساندن شیخ حسن شحاته و یارانش تعامل محمد مرسی با گروهکهای تروریستی دست نشانده آمریکا و رژیم صهیونیستی غاصب بود.



این عالم عراقی، حمایت حاکمان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نظیر آل ثانی،آل سعود، آل خلیفه و به ویژه رجب اردوغان از تروریستها را لکه ننگی بر پیشانی آنها دانست و خاطر نشان کرد: حاکمان دست نشانده استکبار شیطانی باید بدانند دوران زورگویی و دیکتاتوری به پایان رسید و باید از سرنوشت حاکمانی چون صدام، زین العابدین بن علی، معمر قذافی و حسنی مبارک عبرت بگیرند.



وی با تاکید بر این که وهابیت، تکفیریها و سلفیها همانند خوارج به اسم اسلام تظاهر میکنند، اظهار داشت: فرقههای پسمانده بنی امیه توسط دست نشانده بریتانیا عبدالعزیز آل سعود وارد کشورهای اسلامی شدند که امروزه آمریکا و اسرائیل آنها را همچون ربات آهنی برای اعمال برنامههای شیطانی خود به حرکت درمیآورند.



آیت الله حسینی با اشاره به نفوذ آل سعود در ایجاد فتنه میان مسلمانان کشورهای اسلامی از جمله عراق، مصر، سوریه، پاکستان و افغانستان گفت: جای تأسف است که خانواده دیکتاتوری آل سعود آثار گرانبهای اسلام مکه و مدینه را اداره میکند و هرگونه که میخواهند دخل و تصرف می کنند و اماکن مقدس از جمله خانه رسول اکرم(ص) و قبور بقیع را ویران می سازند.



وی با بیان این که علمای دینی الازهر، زیتونه و کشورهای اسلامی باید فتواهای تندی علیه تکفیریها، وهابیت و سلفیها صادر کنند، تأکید کرد: علمای شیعی وسنی باید از برخورد حضرت علی (ع) با خوارج الگو برداری کنند.



این عالم شیعی عراقی به گرفتن عبرت از سقوط حاکمان ظالم اشاره و تأکید کرد: محاکمه نکردن قاتلان شیخ حسن شحاته و یارانش موجب همانند شدن سرنوشت مرسی و مبارک همانطور که خون شهید شحاته دامین مرسی را گرفت.







این عالم شیعه تاکید کرد: ملتهای اسلامی باید آگاهی داشته باشند و فریب اندیشههای شیطانی گروهکهای انحرافی را نخورند زیرا این فرقههای از صدر اسلام برای خدشه دار کردن دین تلاش میکردند.

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 15:25

به گزارش سرويس بين الملل باشگاه خبرنگاران؛ تارنماي روزنامه اليوم السايع مصر در خبري اعلام کرد: "فوزيه" همسر مصري "محمد رضا پهلوي" شاه مخلوع ايران به دليل کهولت سن در يکي از شهرهاي اسکندريه اين کشور مُرد.

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 15:25

بحران سياسي بين مسكو و رياض روز به روز در حال افزايش است. علت افزايش اين بحران، پرونده سوريه است.

در همين راستا در جديد ترين سكانس از اين بحران، سايت "تيلي گرافست" روسيه به نقل از مقامات ارشد نيروي هوايي ارتش روسيه، رژيم عربستان سعودي را به حمله و موشك باران پايتختشان تهديد كردند.

انتشار خبر اين حمله احتمالي، بازتاب گسترده اي در جهان داشته و وحشت افكار عمومي عربستان سعودي را برانگيخته زيرا مي دانند روس ها به هيچ وجه آدم هاي شوخي نيستند.

گفتني است سال گذشته نيز در خبري مشابه "سرگئي لاوروف" وزير خارجه روسيه در واكنش به ياوه گويي هاي نخست وزير وقت قطر، گفته بود: اگر زياد حرف بزنيد با پرتاب يك موشك، قطر را از روي نقشه محو خواهيم كرد.

منبع: نداي انقلاب

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 15:25

با توجه به اینکه شما با دکتر شریعتی سابقه دوستی و صمیمیت داشتید و با او از نزدیک آشنا بودید، آیا تمایل دارید در مورد چهره و شخصیت او با ما مصاحبه کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. بله، من حرفی ندارم که درباره شخصیت شریعتی و معرفی شخصی از جوانب انسانی که برای مدت های مدیدی مرکز و محور گفت و گوها و قال و قیل های زیادی بوده، آشنایی های خودم را تا حدودی که در این فرصت می گنجد بیان کنم.

به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می کنند یک چهره همچنان مظلوم است و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست؛ یعنی از شگفتی های زمان و شاید از شگفتی های شریعتی این است که هم طرفدارانش و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست.

مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می کنند و این موجب می شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند. بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی کنم که این اشتباهات کوچک بود. اما ادعا می کنم که در کنار آنچه که ما اشتباهات شریعتی می توانیم نام بگذاریم، چهره شریعتی از برجستگی ها و زیبایی هایی هم برخوردار بود. پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگی های او را نبینیم. من فراموش نمی کنم که در اوج مبارزات که می توان گفت که مراحل پایانی قال و قیل های مربوط به شریعتی محسوب می شد، امام در ضمن صحبتی بدون این که نام از کسی ببرند، اشاره ای کردند به وضع شریعتی و مخالفت هایی که در اطراف او هست، نوار این سخن همان وقت از نجف آمد و در فرونشاندن آتش اختلافات موثر بود. در آنجا امام بدون این که اسم شریعتی را بیاورند این جور بیان کرده بودند: کسی را که خدماتی کرده (چیزی نزدیک به این مضمون) به خاطر چهار تا اشتباه در کتاب هایش بکوبیم این صحیح نیست، این دقیقا نشان می داد موضع درست را در مقابل هر شخصیتی و نه تنها شخصیت دکتر شریعتی؛ ممکن بود او اشتباهاتی بعضا در مسایل اصولی و بیانی تفکر اسلامی داشته باشد، مثل توحید، یا نبوت و یا مسایل دیگر. اما این نباید موجب می شد که ما شریعتی را با همین نقاط منفی باید بشناسیم. در او محسنات فراوانی هم وجود داشت که البته مجال نیست که الان من این محسنات را بگویم، برای اینکه در دو مصاحبه دیگر درباره برجستگی های دکتر من مطالبی گفته ام. این درباره مخالفان.

دشمنی دوستان

اما ظلم طرفداران شریعتی به او کمتر از مخالفانش نبود؛ بلکه حتی کوبنده تر و شدیدتر هم بود. طرفداران او به جای اینکه نقاط مثبت شریعتی را مطرح کنند و آنها را تبیین کنند، در مقابل مخالفان صف آرایی ها کردند و در اظهاراتی که نسبت به شریعتی کردند سعی کردند او را یک موجود مطلق جلوه بدهند. سعی کردند حتی کوچک ترین اشتباهی را از او نپذیرند. سعی کردند هرگونه اختلافی را که با روحانیون یا با متفکران بنیانی و فلسفی اسلام دارند در پوشش حمایت و دفاع از شریعتی بیان کنند. در حقیقت شریعتی را سنگری کردند برای کوبیدن روحانیت و یا کلا متفکران اندیشه بنیانی و فلسفه اسلام.

خود این منش و موضع گیری کافی است که عکس العمل ها را در مقابل شریعتی تندتد و شدیدتر کند و مخالفان او را در مخالفت حریص تر کند.

بنابراین من امروز می بینم کسانی که به نام شریعتی و به عنوان دفاع از او درباره شریعتی حرف می زنند، کمک می کنند تا شریعتی را هر چه بیشتر منزوی کنند. متاسفانه به نام رساندن اندیشه های او یا به نام نشر آثار او یا به عنوان پی گیری خط و راه او فجایعی در کشور ما صورت می گیرد. فراموش نکرده ایم که یک مشت قاتل و تروریست به نام "فرقانی ها" خودشان را دنباله رو خط شریعتی می دانستند.

آیا شریعتی به راستی کسی بود که طرفدار ترور شخصیت عظیمی مثل شهید مطهری باشد؟ او که خودش را همواره علاقه مند به مرحوم مطهری و بلکه مرید او معرفی می کرد. من خودم از این مطلب را شنیدم، مخالفان را می شود با تبیین و توضیح روشن کرد. می شود با بیان برجستگی های شریعتی، اگر در میان مخالفان معاندی وجود دارد، او را منزوی کرد.

اما این گونه موافقان را به هیچ وسیله ای نمی شود از جان شریعتی و از سر شریعتی دور کرد. بنابراین من معتقدم چهره شریعتی در میان این موافقان و این مخالفان چهره مظلومی است و اگر من بتوانم در این باره یک رفع ظلمی بکنم به مقتضای دوستی و برادری دیرینی که با او داشتم، حتما ابایی ندارم.

ابعاد ناشناخته شخصیتی شریعتی

عده ای معتقدند که معمولا شخصیت ها از دور یا پس از مرگ مبالغه آمیز و افسانه ای جلوه می کنند. آیا به نظر شما در مورد شریعتی نیز می توان این نظر را صادق دانست و آیا چهره او نیز دستخوش چنین آفتی شده است؟

البته من تصدیق می کنم که بخشی از شخصیت شریعتی مبالغه آمیز و افسانه آمیز جلوه می کند، در میان قشری از مردم، اما متقابلا بخش های ناشناخته ای از شخصیت شریعتی هم که آنها به قدر آنچه که بوده اند هم بروز نکرده اند و رویش امروز حساب نمی شود، مثل فرقانی ها هستند، در یک سطح دیگری، کسانی که امروز در جنبه های سیاسی در مقابل یک قشری یا جریانی قرار گرفته اند و خودشان را به شریعتی منتسب می کنند. از آن جمله هستند بعضی از افراد خانواده شریعتی، اینها در حقیقت از نام و از عنوان، از آبروی شریعتی دارند سوءاستفاده می کنند برای مقاصد سیاسی و این طرفداری و جانبداری است که یقینا ضربه اش به شخصیت شریعتی کمتر از ضربه مخالفان شریعتی نیست، وجود دارند.

شریعتی را ممکن است به عنوان یک فیلسوف، یک متفکر بزرگ، یک بنیانگذار جریان اندیشه مترقی اسلام، معرفی بکنند. اینها البته همان طوری که اشاره کردید، افسانه آمیز و مبالغه آمیز است و چنین تغیراتی باب مرحوم دکتر شریعتی نیست. اما متقابلا شریعتی یک چهره دردمند پرسوز پیگیر برای حاکمیت اسلام بود، ااز جمله منادیانی بود از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غلفت از طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و قاعده نظام اجتماعی رنج می برد و کوشش می کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر سازندگی ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندکی مطرح کند. این بعد از شخصیت شریعتی آنچنان که باید و شاید شناخته نشده است و روی این بخش وجود او تکیه نمی شود. می بینید که اگر از یک بعد از سوی قشری از مردم شریعتی چهره اش مبالغه آمیز جلوه می کند، باز بخش دیگری از شخصیت او و گوشه دیگر از چهره او حتی ناشناخته و تاریک باقی مانده است. بنابراین می توانم در پاسخ شما بگویم بله، در صورت مشروط در مورد شریعتی هم این بیماری وجود داشته است، اما نه به صورت کامل و قسمت هایی از شخصیت او آنچنان که باید هم حتی شناخته نشده است.

شریعتی و آغازگری ها

نقش دکتر شریعتی در آغازگری ها چه بود؟ آیا او را در این مورد با اقبال یا سید جمال می توان مقایسه کرد؟

البته شریعتی یک آغازگر بود. در این شک نباید کرد. او آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ جدید نسل بود. قبل از او بسیاری بودند که اندیشه مترقی اسلام را آنچنان که او فهمیده بود فهمیده بودند. چنین کسانی اما هیچ کدام این موفقیت را پیدا نکردند که آنچه را فهمیده بودند در غالب واژه ها و تغییراتی که برای نسل امروز ما و یا بهتر بگویم نسل آن روز شریعتی، نسلی که مخاطبین شریعتی را تشکیل می داد گیرایی داشته باشد مطرح کنند. موفق نشده بودند به زبان آنها این حقایق را بیان کنند. جوری که برای آنها قابل فهم باشد این مسایل را بگویند. شریعتی آغازگر طرح جدیدترین مسایل کشف شده اسلام مترقی بود به صورتی که برای آن نسل پاسخ دهنده به سوال ها و روشن کننده نقاط ابهام و تاریک بود.

اما اینکه ما او را با سید جمال یا با اقبال مقایسه کنیم، نه! اگر کسی چنین مقایسه ای بکند ناشی از این است که اقبال و سید جمال را به درستی نشناخته است. دقیقا در یکی از جلسات یادبود مرحوم دکتر، شاید چهلم او بود، در مشهد سخنرانی، سخنرانی کرد و او را حتی از سید جمال و از کواکبی و از اقبال و اینها هم برتر خواند، بلکه با آنها غیر قابل مقایسه هم دانست. همان وقت هم این اعتراض در ذهن کسانی که شریعتی را به درستی می شناختند پدید آمد؛ زیرا تعریف از شریعتی به معنای این نیست که ما پیشروان اندیشه مترقی اسلام را تحقیر کنیم.

با توجه به دوستی و ارتباط عمیق و نزدیک بین شما و مرحوم شریعتی، شما در مجموع چه احساسی نسبت به خط حرکت مبارزاتی و ایدئولوژیکی و عقیدتی شریعتی دارید و جمعا آن را چگونه برآورد می کنید؟

از مطالبی که گفتم فکر می کنم بتوان گفت که احساسات من نسبت به مرحوم شریعتی چه می باشد، من همیشه شریعتی را یک عنصر پیکاری ناپذیر در خط گسترش فکر اسلامی می دیدم و احساس می کردم.

از سال 1336 که من شریعتی را از نزدیک شناختم و با هم دوست شدیم (قبل از اینکه به فرانسه برود) در جلسات کوچکی در حاشیه کار پدرش آقای محمد تقی شریعتی که در کانون نشر فرهنگ اسلامی داشت، او را فردی می دیدم که یک انگیزه تمام نشدنی در او وجود دارد برای آن چیزی که او از اسلام درک می کند.

البته تلاش های او را در خارج از کشور من نمی دانم، در حدود 5 الی 6 سال در خارج از کشور بود، یعنی همان سال 1336 بود که به خارج از کشور رفت و اواخر سال 1342 بود که به ایران برگشت. بعد از آنکه ایشان به ایران مراجعت کردند، چهار الی پنج سالی به طور محدود فقط در دفتر کارش در مشهد بود و بعد در سطح ایران این تلاشش به خوبی مشهود شد.

او یک انسان تلاشگر و در راه عقیده و فکر اسلامی خستگی ناپذیر و ارعاب ناپذیر بود. وجودی بود که در یک مقطع زمان واقعا به وجود او نیاز بود و او خلایی را پر کرد. البته این به آن معنی نیست که کار شریعتی بی عیب و نقص بود. یقینا کار او اگر فارغ از بقیه تلاش هایی که در جامعه انجام می داد، مورد ملاحظه قرار بگیرد، یک کار کاملی نخواهد بود؛ اما در کنار تلاش هایی که آن روز انجام می گرفت، حقیقتا یک جریان برای گسترش فکر اسلامی بود.

مرجع: عصرایران

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 15:25

23-237.jpg

رئیس مجلس شورای اسلامی در پیامی درگذشت آیتالله سید یوسف مدنی تبریزی را به ملت ایران و خانواده محترم ایشان تسلیت گفت.

به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا،علی لاریجانی، طی پیامی درگذشت آیتالله سید یوسف مدنی تبریزی را به ملت ایران و خانواده محترم ایشان تسلیت گفت. متن پیام به شرح ذیل است:

«درگذشت آیتالله سید یوسف مدنی تبریزی از اساتید حوزه علمیه قم موجب تاسف و تاثر گردید. ایشان شخصیتی فاضل، بااخلاق و دارای سجایای اخلاقی درخشان بودند و علوم دینی را در محضر اساتید بزرگ فرا گرفتند و همواره با زهد و تقوا و بیرغبت به امور دنیوی زندگی را سپری کردند.

اینجانب از سوی خود و نمایندگان مجلس شورای اسلامی ارتحال این عالم ربانی را به پیشگاه حضرت بقیهالله الاعظم(ارواحنا فداه)، حوزه محترم علمیه قم و بیت مکرم ایشان تسلیت گفته، برای آن مرحوم غفران و رحمت الهی و برای بازماندگان صبر و اجر از درگاه خداوند متعال مسئلت میکنم.»

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 15:25

به گزارش شیرازه به نقل از فارس، سردار مجتبی عسگری، مدیر مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سپاه محمدرسول الله (ص) تهران بزرگ است. وی قبل و بعد از انقلاب از جوانان فعال انقلابی بوده است.در ایام نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری سردار عسگری در گفتوگو با فارس خاطراتی را از یک انتخاب اشتباه و انتقاد سردار جاویدالاثر «حاج احمد متوسلیان» فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله (ص) به این انتخاب روایت میکند.
***
دفاع ملت ایران، دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام بود؛ به همین دلیل بچهها علاقه و حساسیت خاصی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری داشتند؛ یادم هست وقتی قرار بود به نامزدی رأی داده شود، گروه تحقیق تشکیل میدادند، باهم مشورت میکردند و از افراد صاحب نظر درباره آن نامزد انتخاباتی میپرسیدند تا کسی را انتخاب کنند که به مشکلی مواجه نشود چون در انتخابات مربوط به سال 1359، بنیصدر به رأی اعتماد مردم خیانت کرده بود.
از سال 1358 و بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با دست نشانده های آمریکا در استان کردستان درگیری داشتیم؛ ما هم در شهر پاوه مستقر بودیم؛ قرار بود نخستین انتخابات ریاست جمهوری انجام شود، افراد متعددی نامزد ریاست جمهوری شدند؛ من هم به بنیصدر رأی دادم.
بعد از انتخابات ریاست جمهوری، پاوه در محاصره ضدانقلاب بود؛ حاج احمد متوسلیان و نیروهایش جاده را آزاد کردند و وارد پاوه شدند؛ یک روز به حاج احمد نشسته بودیم، صحبت انتخابات ریاست جمهوری پیش آمد. از من پرسید:
آقا مجتبی، به کی رأی دادی؟
ـ به آقای بنیصدر رأی دادم.
خیانت کردی!؟
ـ چرا؟
به خاطر اینکه بنیصدر سر شما را کلاه گذاشته!
ـ یعنی چی؟
ـ یعنی اینکه بنی صدر آمد و از جو حاکم بر مملکت که بحث دین و معاد است، سوءاستفاده کرد و پا به عرصه مناظره گذاشت؛ آن هم با کی؟! با «بابک زهرایی» که در گروههای ملحد بود. او به این وسیله خودش را در دل شما جا کرد و شما فکر کردید، او آدم مسلمانی است و از اهداف دین خوب دفاع میکند. در حقیقت به یک سال نرسیده، با این آقا با مشکل مواجه میشویم.
دایره مطالعات حاج احمد خیلی وسیع بود؛ او در سال 58 کتابهای اصول فلسفه و روش رئالیسم آیتالله طباطبایی و شهید مطهری را میخواند و به ما درس میداد. حاج احمد میگفت: «کسی که این همه سال در فرانسه درس خوانده نمیتواند بیاید رئیس جمهور این مملکت شود» او گاهی صحبتهایش را استناد میکرد که یک جا این حرف زده و جایی دیگر حرف دیگری زده و چون با امام مخالف است، من با او مخالفم.
او بعدها میگفت: «بنیصدر آدمی نیست که بتواند کشتی انقلاب را جلو ببرد و به مشکل برمیخورد. شما در کردستان بودید و خیلی درگیر کار با بنیصدر نبودید. نمیدانید این آدم چه جانوری است».
برای من خیلی جالب بود که یک پاسدار 27 ـ 28 ساله این قدر بصیرت داشت در آن ایام که چنین پیشبینی از بنی صدر کرد و درست هم گفت.
به یک سال نکشید که با بنی صدر به مشکل برخوردیم، انتخاب آن روز ما خیلی مسئله داشت، چرا که تمام پیشرویهای آن روز ارتش بعث عراق به خاطر بیلیاقتی بنی صدر بود؛ تک تک افرادی مثل من که آن موقع به بنیصدر رأی دادیم در پیشروی ارتش عراق به داخل مملکت سهم داریم.
لذا بصیرت در انتخاب رئیس جمهور بسیار عامل مؤثری است؛ خدا کند که آن رأی بنی صدر از روی ناآگاهی را خداوند ببخشد چرا که به خاطر آن انتخاب، خون جوانان این مملکت ریخته شد و با رأی ما بنیصدر به ریاست جمهوری رسید، از خداوند و شهدا عذرخواهی میکنیم.
بعد از بنیصدر شهید رجایی به ریاست جمهوری رسید؛ بعد از شهادت شهید رجایی، حضرت آقای خامنهای به عنوان نخستین روحانی به ریاست جمهوری رسیدند. یکی از خوشحالیهای ما در جبهه به خصوص حاج احمد متوسلیان این بود که سید برازنده و پایکار برای ریاست جمهوری انتخاب شده بودند و حاج احمد خیلی ابراز ارادت نسبت به حضرت آقا داشت.
انتهای پیام/

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 15:25

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ندای ارومیــــه،عصر روز جمعه اعضای یک خانواده که برای تفریح به روستای احمدآباد رفته بودند به علت ناآشنايي با شنا در دریاچه سد احمدآباد غرق شدند.

در این حادثه 2نفر از افراد غرق شده توسط یکی از اهالی روستا نجات پیداکردند ولی متاسفانه ناجی نیز بعد از نجات این دونفر دچار حادثه شده و خود نیز غرق گردید

هنوز اجساد غرق شدگان حادثه بعلت کمبود امکانات و نبود غواص در منطقه از داخل آب بیرون کشیده نشده است.

منبع : اروم نیوز

برچسب: نویسنده: حاجی مکتب تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 15:25

صفحه بندی